کاخن

کاخن

کاخن : نوازنده بر روی کاخون می نشیند و با ضربات کف دست و انگشتان که بر روی صفحه جلویی ساز می کوبد ، صدایی خاص و زنگ دار تولید می کند . مهم‌ترین ناحیه صدادهی قسمت فوقانی است که روی آن ضربه می‌زنند، چوبیست مخصوص و نازک و بدون گره. در قسمت پشت ساز حفره‌ای ایجاد شده است همانند حفره گیتار که صدای بم از آنجا خارج شود، پشت صفحه اصلی فنر متصل شده که صدای اصلی کاخون را تولید میکند.

بهترین سازندگان این ساز در کشور پرو هستند.

ساختار کاخن

کاخون جعبه ای شش وجهی و مکعب مستطیل شکل است که پنج وجه آن را از یک لایه چوب نازک به ضخامت ۳/۱ تا ۲ سانتیمتر (۵/۰ تا ۷۵/۰ اینچ) می سازند . وجه ششم (که یکی از مستطیل هاست) از یک لایه تخته سه لای نازک پوشانیده می شود . این وجه که سطح ضربه خورنده یا سر(Head) کاحون است “تاپا” (Tapa) نام دارد . حفره صدا(Sound hole) در وجه كناری “تاپا” تعبیه می گردد

صفحه چوبی “تاپا” را معمولا به طور کامل به جعبه کاخون نمی چسبانند ، به طوری که در نواحی فوقانی اش فقط در چند نقطه به کاخون متصل است . با این تمهید هنگام ضربه زدن به “تاپا” صدایی گِزمانند و خاص با افه لرزشی از کاخون به گوش می رسد .

کاخن

کاخن

فاکتورهایی که در خصوصیات صوتی کاخون از قبیل ارتفاع (زیری و بمی) ، حجم ، طنین و کاراکتر ویه صدای آن موثرند عبارتند از اندازه و شکل کاخون ، جنس و ضخامت چوب مورد استفاده در ساخت آن و اندازه و محل تعبیه حفره صدا

نوع چوبی که صفحه “تاپا” را تشکیل می دهد بسیار متنوع است و بستگی دارد به اینکه سازنده (یا سفارش دهنده) چه نوع صدایی را ترجیح می دهد .

صداهای با تنالیته پایین (بم) گرم و مطبوعند و صداهای با تنالیته بالا (زیر) واضح و درخشانند ، بدون آنکه تغییری در ویژگیهای صوتی کاخون از نظر کاراکتر ایجاد شود . برای ساخت صفحه “تاپا” معمولا از چوبهای درخت گیلاس ، ماهون و افرا استفاده می کنند ؛ در حالیکه بقیه قسمتهای کاخون را از چوب کاج ، صنوبر و یا سایر چوبهای سفید مرغوب می سازند .

اخیراً یک پرکاشنسیت پرویی به نام روبرتو چینو بولانیوس (Roberto chino Bolanos) یک کاخون از جنس پلِکسی گلاس (Plexiglass)ابداع نمود که پلِکسی کاخون (Plexicajon) نام دارد

بدنه شفاف این کاخون از کاخون سنتی بزرگتر و سنگین تر است و حجم صدای آن اندکی از کاخون سنتی بیشتر می باشد

کریس نیسِن (Chris Nissen) سازنده درام است و مبدع چند نوع کاخون قابل حمل درام های وی با نام ” Slapdrum” از شهرت جهانی برخوردارند .

در زیر دو نمونه از كاحونهای پرتابل وی به نام های Lapdrum” ” و “”Slapboxx دیده می شود

“Lapdrum” را بین رانها قرار می دهند و “Slapboxx” روی رانها واقع می شود . بدین ترتیب نوازنده می تواند براحتی بنشیند و پشتش به پشتی صندلی تكیه داشته باشد . ضمن اینكه كوچك و قابل حمل نقل هستند واز لحاظ نوع صدا نیز كاملا كاراكتر ویژه كاخون سنتی را القا می كنن

نوعی دیگر از كاخون به نام سُل كاخون (Solcajon) به صورت لوله های بلند ساخته شده مانند كونگا (Conga)نواخته می شود

عود

عود

عود : ساز عود در گروه سازهای زهی – زخمه‌ای قرار می‌گیرد، طول آن تقریبا ۸۵ سانتی متر است و هنگام نواختن به صورت افقی روی ران پا گذاشته می‌شود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ به شمار می‌آید و از آن در موسیقی سنتی خاورمیانه و شرق آفریقا استفاده می‌شود.

ریشه نام عود یا بربط

ریشه نام عود (و عمو زاده هم لغتش، لوت) برای این ساز ناشناخته است. لغت عربی العود یک تکه باریک از چوب شبیه به شکل یک کلش را مشخص می کند. شاید به مضراب چوبی که در قدیم و به صورت سنتی برای نواختن عود استفاده می شد، اشاره می کند. یا به باریکه های چوب مورد استفاده برای پشت ساز یا صفحه صدای چوبی که آنرا از سایر سازهای مشابه با بدنه های پوستی متمایز می کرد. تحقیقات توسط یک محقق چنین نشان می دهد که ممکن است لغت عود به سادگی یک لغت عاریه گرفته از لغت فارسی رود باشد که به معنای یک ساز سیم دار یا لوت بوده است.

عود

عود

اجزاء و ساختمان عود (بربط)

اجزاء عود عبارتند از :

صفحه

کاسه

(عودهای ترکیه دارای کاسه کوچک و ایرانی متوسط و عربی بزرگ) می¬باشد.

سیم¬گیر

شبکه (خورشیدی)

سیم¬ها

دسته

شیطانک

گوشی¬ها

سرپنچه

پل¬های زیر صفحه

مضراب

این ساز گلابی شکل دارای شکمی بزرگ و دسته آن کوتاه است که در بالای دسته دارای شکستگی می¬باشد. دسته آن بسیار کوتاه است به طوری که قسمت اعظم طول سیمها در امتداد شکم قرار گرفته است. سطح رویی از جنس چوب است که بر آن پنجره¬های مشبک و ۳ گل ساز به طور متقارن نسبت به هم وجود دارد و کاسه به صورت ترکه¬ای ساخته می¬شود و گاهی نیز به صورت یک تکه است. جنس چوب کاسه معمولاً از چوب گردو یا افرا می¬باشد.

عود فاقد دستان است و خرک ساز بسیار کوتاه و تا اندازه¬ای کشیده است که به دو صورت ثابت و متحرک ساخته می¬شود. معمولاً عود دارای ۱۰ سیم یا ۵ سیم جفتی است. تعداد سیمهای عود مختلف است و بنا به سلیقه نوازندگان می¬باشد.

گوشی¬های عود کاملاً به عقب خمیده است و در اطراف جایگاه بر روی دسته مستقر می¬باشد. سیم بست روی قسمت تحتانی بدنه طنین قرار داردکه فونکسیون خرک را بر عهده میگیرد.

عود توسط مضراب نواخته می¬شود که معمولاً در سه اندازه کوچک ، متوسط و بزرگ می¬باشد.

تمپو

تمپو

تمپو : تمپوی قطعات موسیقی اروپایی تا پیش از دوره کلاسیک، بسته به نوع قطعه، کمابیش ثابت و معلوم بود . از آن دوره به بعد تعیین تمپوی اثر برای آهنگساز رایج شد و آهنگ‌سازان در آغاز پارتیتور تمپوی مورد نظر خود را، معمولا با عبارات ایتالیایی، می‌نوشتند .

تمپو

تمپو

انواع سبک های تمپو

  • drum and bass averages a BPM of 160-180
  • dubstep is around 140 BPM
  • House varies between 118 and 135 BPM
  • hip-hop is around 115 BPM
  • Concert marches are typically ~120 BPM.
  • Screamers are usually 130-150 BPM
  • Largo is 40-60 BPM
  • Larghetto is 60-66 BPM
  • Adagio is 66-76 BPM
  • Andante is 76-108 BPM
  • Moderato is 108-120 BPM
  • Allegro is 120-168 BPM
  • Presto is 168-200 BPM
  • Prestissimo is 200+ BPM (These last according to my Sabine Zipbeat.)

تقریبا تمام اساتید دنیا دانسته و ندانسته به شاگرداشون میگویند برای تمرین تمپو رو روی ۶۰ بزارید . آیا تابه حال فکر کردید که چرا باید تمپو ۶۰ باشد. جرا نباید ۷۰ – ۸۰ یا اصلا ۶۱ باشد

دلیل این قضیه اینه که شما موقع یادگیری موسیقی باید بتونید زمان رو محاسبه کنید تانت ها رو درست و سرضرب اجرا کنید . باید انقدر تمرین کنید تا مغز بتون در زمان درست به انگشتاتون فرمان بده و نت دقیقا سر ضرب نواخته شه . از طرفی باید دقت کنید که حالت انگشت ها درست باشن و یا نت هایی رو که با چشم از روی مثلا دفتر نت می خونین درست تشخیص بدین و درست اجرا کنین .

سازدهنی

سازدهنی

سازدهنی : تولید صوت در این نوع سازها نتیجه ارتعاش یک زبانه از جنس فلز است که تنها یک سرآن به بدنه ساز متصل شده و انتهای دیگرش می تواند آزادانه حرکت کند. به ارتعاش درآمدن این زبانه‌ها در اثر عبورجریان هوا موجب تولید صدای ساز می شود. در دنیای بلوز، پاپ، جـاز و راک، صدای سازدهنی‌ ها به گوش مـی ‌رسند. سازی کوچک که انواع صداها از آن به گوش می رسد. آنچه که به وسیله لیتل والتـرجونیور ولز ، هاولین ولف، جیمز کاتن یا میک جگر نواخته می‌شود همگی ساز دهنی یا هارمونیکا هستند، اما هر یک صدایی منحصر به خود دارند. هارمونیکا که نوای آن سالهاست روح و قلب جهانیان را تسخیر کرده، سازی ساده و بی‌ تکلّف است.

سازدهنی

سازدهنی

از موسیقی کلاسیک گرفته تا کانتری گاوچران‌ها، از آهنـگهـای احساسی دور آتش کمـپ گرفته تا هیجان راک اند رول ، همه و همه با یک ساز ساده قابل اجرا هستند و کوچک و قابل حمل بودن و راحتی نوازندگی، آن را به یکی از پر طرفدارترین سازها تبدیل کرده است. اوتیس اسپن پیانیست مادی واترزکه یکی از بزرگترین و تاثیر گذار ترین آهنگسازهای سبک بلوز است می گوید: هارمونیکا مادر گروه موسیقی بلوز است .

تاریخچه سازدهنی

چین اولین کشوری است که می توان آن را ابداع کننده ی سازدهنی دانست. در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد در چین زمان حکومت امپراطوری نین کاوا سازی با زبانه های چوبی وجود داشت که از نظر ساختمان و نوع صدا دهی بسیارشبیه به سازدهنی امروزی بود. اما ریشه سازدهنی های امروز را بایـد در اروپا و خصوصأ در آلمان جستجو کرد . در قرن ۱۷ میلادی برای کوک کردن صدا ارگ کلیسا از وسیله ای استـفاده می شد با تیغه های فلزی که با دمیدن درسوراخهای آن فرکانس ثابتی تولید می شد. این وسیله مشابه دیاپازون و بسیار بزرگ تر از سازدهنی های امروزی بود. در حقیقت پدرآکاردئون ، ملودیکا و سازدهنی محسوب می شود اما ساز دهنی های امروزی در سال ۱۸۱۸ توسط کریستین فردریک بوشمان ۱۶ ساله اختراع و درسال ۱۸۲۱ به عنوان ساز در برلین به ثبت رسید.ساز اختراعی بوشمان بوسیله دمیدن در تیغه های فـولادی به صدا درمی آمد وشامل یک سری زبانه از جنس فولاد بود که به طور افقی چیده شده بودند و فقط نتها با فوت کردن به صدا در می آمدند.در سال ۱۸۲۶ شخصی بنام ژوزف ریختر اختراع بوشمان را با اضافه کردن ردیف دوم زبانه بالای اولین ردیف ولی در جهت مخالف آن کامل نمود با ابداع ریختر تیغه های ردیف پائین درهنگام که فوت کردن و تیغه های بالا هنگامی که هوا به داخل مکش می شد‍ به صدا در می آمد.

انواع مختلف سازدهنی و کاربردشان

از انواع مختلف سازدهنی بر حسب قابلیت‌های مختلف و جنس صدایشان در سبک‌های خاصی از موسیقی بیشتر استفاده می‌شود که در اینجا به صورت مختصر و فهرست وار به آنها اشاره می‌کنیم:

• سازدهنی ترمولو و اکتاو: سبک‌های Folk و Pop

• سازدهنی دیاتونیک: سبک‌های Blues، Country، Rock، Irish، Folk و Pop

• سازدهنی کروماتیک: سبک‌های Classical، Jazz، Irish و Pop

• سازدهنی بیس و کورد: سبک‌های Classical و Pop البته بیشتر به صورت گروه نوازی

دف

دف

دف : از نوازندگان معروف این ساز می توان از بیژن کامکار، مسعود حبیبی نام برد . این ساز از سازهای ضربی ایرانی شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن و با صدای بم‌تر است. چنان‌که از کتاب‌های موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند.

در کتاب‌های لغت در معنی دف یا دایره می‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می‌کشیدند.

دف

دف

در ایران کهن جلاجل وسیله‌ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ‌هایی بر آن می‌بستند و در جنگ‌ها به کار می‌بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.

دف را که بر آن زنگوله تعبیه می‌کنند دف زنگی می‌گویند.

دف روح عارفانه و عاشقانه مردمان این دیار را با نام حق آشنا می کند.

کلاف اصلی دف

بدنه‌ای استوانه‌شکل و کوتاه از جنس چوب است که در یک طرف آن استوانه، پوست حیوانات یا پلاستیک کشیده‌شده‌است (بهترین نوع دف، با پوست حیوانات و در فصل بهار ساخته می‌شود). ابتدا و انتهای قاب اصلی با برش زاویه‌دار (اصطلاحاً برش فارسی) به هم چسبیده می‌شوند و ضخامت یک سمت از کلاف با تراشیدن چوب کمتر شده و پوست با سریش روی این لبه می‌چسبد و با گل‌میخ محکم می‌شود.

تقسیم بندی ساختمان دف

ساختمان دف را می‌توان به اجزای زیر تقسیم کرد :

• کلاف اصلی

• پوست

• حلقه‌ها

• گل‌میخ‌ها

قیچک

قیچک

قیچک

قیچک

ویولن

ویولن

ویولن : که در دست راست نوازنده است نواخته می شود.سیم های ویولن قبلا از روده گوسفند ساخته می شد . امروزه در سیم های بم تر، بر روی روده سیم فلزی نازکی می پیچند و در سیم های زیر تر از مفتول فلزی تنها استفاده می شود.سیم های ویولن از زیرترین تا بم ترین سیم به ترتیب پاوین کوک می شوند. می سیم اول، لا سیم دوم، ر سیم سوم، سل سیم چهارم .
بنابراین اصوات سیم ها نسبت به یکدیگر به ترتیب فاصله پنجم را تشکیل می دهند.
در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک غربی و فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگر را حاصل کند، به شرط آنکه گوش نوازنده در تشخیص شان استاد باشد.

ویولن

ویولن

بخش های مختلف ویولون

تنه

جعبه ای که ما بین طبله(تخته روئی)، زیره( تخته زیرین) و جدارهای طرفی محصور شده است. در روی طبله سیم ها، چوب آبنوس تکیه گاه سیم ها، خرک، سیم گیر و دو شکاف به قرینه یکدیگر به شکل اف قرار دارد.

دسته یا گردن

در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب ابنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور گوشی های کوک پیچیده می شوند.

خرک

ما بین سیم ها و طبله ویولن قرار گرفته و فشار سیم ها آن را به طور عمودی نگه می دارد. نقش خرک آن است که ارتعاش سیم ها را به طبله و به جعبه ویولن منتقل کند و نیز در داخل جعبه میله ای چوبی تغریبا زیر خرک، اندکی بلندتر از جدار طرفی قرار داده شده که شکل گرده ماهی، طبله و زیره را حفظ کند.سیم گیر از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندگی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است، سیم ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده طی چوب آبنوس تکیه گاه سیم ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و به دکمه ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می شود .
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ، به طور جمعی و چه در ارکستر مجلسی و انفرادا آنقدر پر اهمیت است که آنرا شاه سازها گفته اند. شاید بتوان چنبن ادعا کرد که در یک پارتیتور موسیقی ارکستر، ویولن ها از تمام سازهای دیگر کمتر سکوت دارند.
نخستین سازندگان معروق ویولن در ایتالیا پیدا شدند.گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولن ها در شهر کرمونا ساخته شدند.
آندره اماتی و فرزندش نیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواریوس، بهترین ویولن های دنیا را تاکنون ساخته اند

کمانچه

کمانچه

کمانچه :  پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.

آموزش کمانچه

شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم. و به همین جا اضافه می کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.
قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست.
از نظر شکل، کاسه ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می کنند. کاسه هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می شوند. استفاده از این کمانچه ها در قسمت های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه ی سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می شوند. کمانچه های پشت باز معمولا از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می شوند.

کمانچه

کمانچه

کاسه های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه ای هستند، در کمانچه های ترکه ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه هایی که در روی قالب خم شده اند ساخته می شود. ضخامت این کاسه ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می گیرد. کاسه های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولا از گردو خراطی می شود. وزن کاسه از کاسه های ترکه ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه هایی ساخته می شود که تغریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می شود، این کمانچه ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند.
قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولا ۲۰ سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می شود.
دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریبا در یک شکل ساخته می شود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک ۳۷ میلی متر و در محل اتصال به کاسه ۳۱ میلی متر است. طول دسته کمانچه ۳۱ سانتی متر است.
در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالا در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می شود و این پوست معمولا پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می تواند باشد.
خرک بر روی پوست قرار می گیرد و سیم ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می گیرد.
آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی ۶۰ سانتی متر و موی دم اسب.
موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد.

چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه.
برای ساختن کمانچه ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.

برای کسب اطلاعات بیشتر و آموزش ساز کمانچه می توانید به آموزشگاه موسیقی تماشاگه راز مراجعه نمایید.

تار

تار

تار : در این مقاله قصد داریم نکاتی در رابطه این ساز زیبا و دلنشین مطالبی را خدمتتان ارائه دهیم، با آموزشگاه موسیقی تماشاگه راز همراه باشید.

آموزش تار

توضیحات کلی در رابطه با تار

اگر چه ما هنوز اطلاعات درستی از تاریخ دقیق پیدایش و ساخت آن نداریم ولی از قرار معلوم تاریخ آن به زمان ابو نصر فارابی بر مي گردد. موسیقی دانان قدیم و بزرگی چون صفی الدین ارموی،خواجه بها الدین و ابوالفرج اصفهانی و تنی چنداز شاعران و نویسندگان دوران گذشته درباره تقسیم فواصل پرده های که هم خوان و موافق پرده های تار نیز می باشد مطالبی گفته، شعری سروده و یاد کرده اند.این ساز با اینکه در اغلب نقاط ایران نواخته می شود ولی بر اساس یافته های تاریخی و باستان شناسی می توان مهد این ساز را مناطق شمال غربی ایران (آذربایجان) دانست.

تار

تار

به عنوان مثال بابا طاهر همدانی شاعر شوریده و عارف ایران که در نیمه قرن پنجم هجری مي زيست در سروده ای از خود چنین این ساز را یاد مي کند:

دلی دیدوم چو مرغ پا شکسته، چو کشتی، بر لب دریا نشسته
همه گویند طاهر، تار بنواز صدا چون مي دهد تار شکسته

شکل ظاهری کاسه تار شبیه دل است و شاید به خاطر همین است که تار را ساز اهل دل و حال و تسکین دهنده روان آدمي لقب داده اند زیرا تار دارای صدای لطیف و دلربا است که بسیاری از متفکرین، عارفان، فیلسوفان، وارستگان و صوفیان پاک دل به آن عشق مي ورزند.
تار صدایی گرفته، محزون و کاملا شرقی دارد و از جنبه داشتن رزونانس، قدرت صدایی بالا و اجرای دستگاه ها و آوازهاي موسيقي سنتی ایران برترین و کاملترین ساز ایرانی محسوب مي شود.
تار از يک کاسه که روی آن پوست کشيده درست گردیده که همین کاسه نیز به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم شده که قسمت بزرگ را شکم و کوچک را نقاره مي نامند.
دسته تار معمولا ۴۵ تا ۵۰ سانتی متر است که بر کناره های جلوی آن دو روکش استخوانی کار گذاشته شده است در انتهای دسته تار جعبه ای تعبیه شده که ب ه جعبه گوشی معروف است، که از هر طرف آن سه گوشي بر سطوح جانبی این جعبه قرار داده شده که سیم های تار را به دور آنها مي پیچند.
تعداد سیم های تار شش عدد است که از آخر کاسه یا شکم شروع شده و از روی خرک که به منظور بالا نگاه داشتن سیم ها بر روی پوست قرار گرفته مي گذرد.
اين شش سیم در تمام طول دسته کشیده شده و به داخل جعبه گوشي ها رفته و به دور آنها پيچيده شده است.

سیم های ششگانه تار

  • دو سیم سفید( پائین) که همصدا کوک می شوند.
  • دو سیم زرد( همصدا)
  • یک سیم سفید نازک به نام زیر
  • و یک سیم زرد(بم)
  • که دو تای آخری غالبا به فاصله اکتاو کوک می شوند.

فاصله سیم های هم صوت سفید، نسبت به سیم های زرد غالبا چهارم و سیم های سفید نسبت به سیم بم معمولا فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل می دهند.
تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی سه سانتی متر نواخته می شود. در قسمتی از نصف طول مضراب، برای آنکه در دستهای نوازنده راحت قرار گیرد با موم پوشیده شده است.
در گذشته سازندگان تار در گوشه و کنار کشور بسيار بودند که نامی از ایشان به جای نمانده و تنها تنی چند از ایشان مثل استاد خاجیک، هامبارسون، فرج الله، آقا قلی، یحیی، برادران صنعت و استاد حاجی و پسرش رمضان شاهرخ شناخته شده اند. کسانی که به بقای اين ساز و تکامل ان کمک کردند و عمر خود را بر سر این کار نهادند.

آموزشگاه موسیقی تماشاگه راز